چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ | ۱۱:۳۳ ۳ بازديد
کانالی در غرب تنگه سن کوئینتین بود که از جستجوی ما پنهان ماند؛ شیطان و اگر چنین باشد، باید با کانالهایی دین در شمال شرقی شبهجزیره ترس مونتس ارتباط داشته باشد. دعانویس دیواندره سرخپوستان که دعانویس سقز مشتاق بودند قایق را به چونوس برسانند، راه دیگری برای رسیدن به هدف خود نداشتند؛ زیرا مسیر معمول از طریق شماره ملا «دِسِچو» بود؛ که برای عبور از آن لازم بود یک قایق یا کانو را تکهتکه کنند و آن جادو سیاه را تکهتکه از بالای کوهی بلند عبور علوم غریبه دهند. پس از از دست دادن قایق، آنها با کشیدن قایقها از روی یک گردنه باریک خشکی،
از شبهجزیره فورلیوس عبور کردند و به آبهای تنگه سن کوئینتین رسیدند؛ نسخ خطی در آنجا با یک خانواده بومی دیگر ملاقات کردند و با آنها به سمت رودخانه سن تادئو رفتند و «از آنجا چهار یا پنج لیگ پارو زدند؛ و سپس{۳۲۷}به شاخهای از آن که ابتدا به سمت شرق و سپس به سمت شمال امتداد داشت، همزاد رفتند." در آنجا پیاده شدند، قایقها را تکه تکه کردند و از تنگه عبور دادند؛ سپس دوباره آنها را به هم چسباندند، دوباره سوار شدند و از طریق مجمعالجزایر چونوس به سمت چیلوئه حرکت کردند. وقتی در چیلوئه بودم، پیرمردی به نام
پدرو اوسوریو را دیدم که در دو سفر از آخرین سفرهای تبلیغی (در سالهای ۱۷۶۹ شماره ملا و ۱۷۷۸) به جزایر گوانیکو حضور داشت؛ جایی که کشتی وجر غرق دعانویس شد. او جزئیات این سفرها را برای من مقدس تعریف کرد دعا و شرحی از «دِسِچو» که دعا مبلغان از طریق آن دزدان دریایی خود را حمل میکردند، برایم تعریف کرد. او همچنین بایرون و همراهانش را به یاد آورد؛ و آنها را با نامهای زیر توصیف کرد: - دان دیوید (کاپیتان دیوید چیپ)؛ دون خوان (جان بایرون)؛ سید و حاجی هامرتون (همیلتون)؛ و پلاستا. نام پلاستا حتی یک بار هم در روایت
بایرون ذکر پیشینه تاریخی نشده است؛ اما با اشاره به روایت بالکلی و کامینگ، یکی از پلاستوها به عنوان خدمتکار کاپیتان توصیف شده است؛ احضار و شاید او یکی از کسانی بود که با کاپیتان چیپ مانده بود.( ز ) پدرو اوسوریو در سال ۱۸۲۹ باید بیش از نود سال سن داشته باشد.( جادوگر الف ) شرح دعانویس مفصلی از این سفرها در کتاب «شرح تاریخی استان چیلوئه» نوشته آگروس، صفحه ۲۰۵، آمده است. «جزیره درخت مرده» کاپیتان استوکس، موکل جن در ورودی خلیج سن استوان، اجنه غیر مسلمان نزدیک «جزیره سیروجانو» (جزیره جراح) آن سفرها است. پدرو اوسوریو به من طلسم نویس گفت که
به این نام خوانده میشود، زیرا جراح کشتی شرطبندی در آنجا درگذشت. از روایت بایرون چنین برمیآید که جراح طلسم درست قبل از اینکه آنها برای عبور از تنگه سوار کشتی شوند، درگذشت و دفن شد. - به بایرون، صفحه ۱۴۷ مراجعه کنید. از آنجایی که کیمیاگری بررسی رودخانه سن تادئو و کشف «دِسِچو» بخشی از دستورالعملهای قدیس ستوان اسکایرینگ بود، او با یک قایق مخصوص شکار نهنگ به همراه آقای کرکه به سمت رودخانه حرکت کرد. مقدس ورودی رودخانه توسط تودهای از شن و سنگ مسدود شده است که ابجد در هنگام جزر و مد بهاری، تقریباً خشک است؛
و دعانویس لنده یک موج عظیم در تمام طول آن ایجاد میشود و موجهای ساحل را در هر طلسمات طرف فرشتگان به هم متصل میکند؛ به اعمال صالح طوری که ... {328}کانال عمیقی وجود ندارد؛ و به جز در هوای بسیار خوب، تلاش برای عبور از آن خطرناک است. در دهانه آن، عرض حدود یک شیاطین چهارم مایل است، اما در مدخل آن برای مسافت کوتاهی افزایش مییابد: در سه مایلی به بالا، سیصد یارد میشود و از آنجا به دعانویس تدریج کاهش مییابد. سواحل ترکیبی از خاک رس و شن است؛ و زمین، در هر دو طرف، پست و باتلاقی است
و پر از غازهای سرخ، اردکها، مشرکان خوتکا و آبچلیک است. زمین، نزدیک دهانه رودخانه، پوشیده از دعا درختان مرده (گونهای دعاگر تعویذ از کاج، حدود شش متر ارتفاع) است که به نظر میرسد در اثر طغیان دریا از کنارهها از بین رفتهاند؛( ب ) همانطور که در آبهای عمیق دعانویس بندر ترکمن دعانویس برای چندین مایل اتفاق میافتد. این رودخانه در علوم غریبه فاصله حاجت گرفتن طلسم سه مایلی از ورودی به دو شاخه تقسیم میشود، یکی به سمت شمال غربی و دیگری به سمت شرق. ستوان اسکایرینگ با توجه به توصیف بایرون، مسیر دوم را مناسب دانست و آن را شیاطین دنبال
کرد. در نه مایلی از دهانه رودخانه، نهری از شمال به رودخانه میریخت که از هر نظر با نهر اصلی متفاوت بود؛ آب آن جادو شیرین، تیره و زلال بود و جریان آن دائماً به سمت پایین جریان داشت و تحت تأثیر جزر و
از شبهجزیره فورلیوس عبور کردند و به آبهای تنگه سن کوئینتین رسیدند؛ نسخ خطی در آنجا با یک خانواده بومی دیگر ملاقات کردند و با آنها به سمت رودخانه سن تادئو رفتند و «از آنجا چهار یا پنج لیگ پارو زدند؛ و سپس{۳۲۷}به شاخهای از آن که ابتدا به سمت شرق و سپس به سمت شمال امتداد داشت، همزاد رفتند." در آنجا پیاده شدند، قایقها را تکه تکه کردند و از تنگه عبور دادند؛ سپس دوباره آنها را به هم چسباندند، دوباره سوار شدند و از طریق مجمعالجزایر چونوس به سمت چیلوئه حرکت کردند. وقتی در چیلوئه بودم، پیرمردی به نام
پدرو اوسوریو را دیدم که در دو سفر از آخرین سفرهای تبلیغی (در سالهای ۱۷۶۹ شماره ملا و ۱۷۷۸) به جزایر گوانیکو حضور داشت؛ جایی که کشتی وجر غرق دعانویس شد. او جزئیات این سفرها را برای من مقدس تعریف کرد دعا و شرحی از «دِسِچو» که دعا مبلغان از طریق آن دزدان دریایی خود را حمل میکردند، برایم تعریف کرد. او همچنین بایرون و همراهانش را به یاد آورد؛ و آنها را با نامهای زیر توصیف کرد: - دان دیوید (کاپیتان دیوید چیپ)؛ دون خوان (جان بایرون)؛ سید و حاجی هامرتون (همیلتون)؛ و پلاستا. نام پلاستا حتی یک بار هم در روایت
بایرون ذکر پیشینه تاریخی نشده است؛ اما با اشاره به روایت بالکلی و کامینگ، یکی از پلاستوها به عنوان خدمتکار کاپیتان توصیف شده است؛ احضار و شاید او یکی از کسانی بود که با کاپیتان چیپ مانده بود.( ز ) پدرو اوسوریو در سال ۱۸۲۹ باید بیش از نود سال سن داشته باشد.( جادوگر الف ) شرح دعانویس مفصلی از این سفرها در کتاب «شرح تاریخی استان چیلوئه» نوشته آگروس، صفحه ۲۰۵، آمده است. «جزیره درخت مرده» کاپیتان استوکس، موکل جن در ورودی خلیج سن استوان، اجنه غیر مسلمان نزدیک «جزیره سیروجانو» (جزیره جراح) آن سفرها است. پدرو اوسوریو به من طلسم نویس گفت که
به این نام خوانده میشود، زیرا جراح کشتی شرطبندی در آنجا درگذشت. از روایت بایرون چنین برمیآید که جراح طلسم درست قبل از اینکه آنها برای عبور از تنگه سوار کشتی شوند، درگذشت و دفن شد. - به بایرون، صفحه ۱۴۷ مراجعه کنید. از آنجایی که کیمیاگری بررسی رودخانه سن تادئو و کشف «دِسِچو» بخشی از دستورالعملهای قدیس ستوان اسکایرینگ بود، او با یک قایق مخصوص شکار نهنگ به همراه آقای کرکه به سمت رودخانه حرکت کرد. مقدس ورودی رودخانه توسط تودهای از شن و سنگ مسدود شده است که ابجد در هنگام جزر و مد بهاری، تقریباً خشک است؛
و دعانویس لنده یک موج عظیم در تمام طول آن ایجاد میشود و موجهای ساحل را در هر طلسمات طرف فرشتگان به هم متصل میکند؛ به اعمال صالح طوری که ... {328}کانال عمیقی وجود ندارد؛ و به جز در هوای بسیار خوب، تلاش برای عبور از آن خطرناک است. در دهانه آن، عرض حدود یک شیاطین چهارم مایل است، اما در مدخل آن برای مسافت کوتاهی افزایش مییابد: در سه مایلی به بالا، سیصد یارد میشود و از آنجا به دعانویس تدریج کاهش مییابد. سواحل ترکیبی از خاک رس و شن است؛ و زمین، در هر دو طرف، پست و باتلاقی است
و پر از غازهای سرخ، اردکها، مشرکان خوتکا و آبچلیک است. زمین، نزدیک دهانه رودخانه، پوشیده از دعا درختان مرده (گونهای دعاگر تعویذ از کاج، حدود شش متر ارتفاع) است که به نظر میرسد در اثر طغیان دریا از کنارهها از بین رفتهاند؛( ب ) همانطور که در آبهای عمیق دعانویس بندر ترکمن دعانویس برای چندین مایل اتفاق میافتد. این رودخانه در علوم غریبه فاصله حاجت گرفتن طلسم سه مایلی از ورودی به دو شاخه تقسیم میشود، یکی به سمت شمال غربی و دیگری به سمت شرق. ستوان اسکایرینگ با توجه به توصیف بایرون، مسیر دوم را مناسب دانست و آن را شیاطین دنبال
کرد. در نه مایلی از دهانه رودخانه، نهری از شمال به رودخانه میریخت که از هر نظر با نهر اصلی متفاوت بود؛ آب آن جادو شیرین، تیره و زلال بود و جریان آن دائماً به سمت پایین جریان داشت و تحت تأثیر جزر و
نکات مهم درباره دعانویس لنده از صفر تا صد