سه شنبه ۲۰ مرداد ۰۵ | ۲۳:۳۱ ۴ بازديد
کردیم اگر والیس و کوردووا در توصیف آب و هوایی که با آن مواجه شدند درست گفته باشند، دوکلو گویوت نیز به همان اندازه مستحق تقدیر است؛ و کمکم امیدوار شدیم که پیشبینی هوای بدتری را نسبت به آنچه که باید تجربه میکردیم، داشتهایم. اما آن روز، روز فوقالعاده خوبی بود دعا و هفتههای زیادی دعاگر کیمیاگری گذشت و پس از آن، دمای هوا در سایه ساحل، ۶۷ و نیم درجه، روی شن ۸۷ و نیم رمال درجه کافر و در آب ۵۵ درجه ارواح بود. مشاهدات دیگری نیز انجام شد، همچنین نقشهای از شماره ملا خلیج احضار تهیه شد که
شرح آن در «مسیرهای دریانوردی» آمده است. در اینجا برای اولین بار شیاطین متوجه ویژگی پوشش گیاهی تنگه شدیم که با پوشش گیاهی طلسم دماغه ابطال کردن جادو گرگوری و سایر بخشهای ساحل دعانویس بندر گز پاتاگونیا بسیار متفاوت است و این تفاوت عمدتاً به دلیل تغییر خاک است؛ بخش شمالی خاک رس بسیار ضعیفی دارد، در حالی که در اینجا یک زیرخاک شیستوزی با مخلوطی از آبرفت رسوبشده توسط نهرهای کوهستانی کلیسا و مواد گیاهی تجزیهشده پوشیده شده است که به دلیل ضخامت جنگلها، به مقدار زیادی وجود دارد. دو نمونه از راش ( Fagus betuloides و antarctica )، که اولی همیشه سبز
است، و پوست زمستانی ( Wintera aromatica )، تنها درختان با اندازه بزرگ هستند که ما در اینجا یافتیم؛ اما زیر چوب بسیار ضخیم است و از گیاهان متنوعی مشرکان تشکیل شده است، از جمله دعانویس گالیکش Arbutus rigida ، دو یا سه گونه از Berberis ، و یک کشمش وحشی ( Ribes antarctica ، Bankes و Solander MSS.)، که در این زمان گل میدادند حرز و خوشههای بلند و کافران خوشهای از میوههای جوان را تشکیل میدادند، قابل توجهترین بودند. زرشک توتی با طعم ترش تولید میکند که نویدبخش مفید طلسم نویس بودن برای ما بود. گونه مقدس ای از کرفس
وحشی نیز که به وفور در نزدیکی ساحل دریا رشد میکند، رمل به عنوان یک ضد اسکوربوت ارزشمند بود. درختان ذکر مجاور ساحل کوچک هستند، اما ساحل با تنه درختان بزرگی پوشیده شده بود که به نظر میرسید توسط باد و جزر و مد به آنجا رانده شدهاند. رودخانهای از طریق کانالی بسیار باریک، نزدیک دعانویس فاضل آباد انتهای دعانویس جنوبی خلیج، به آن میریزد؛ اما جفت روحی این رودخانه کوچک است و درختان آن را چنان مسدود کردهاند که فرشتگان حتی با کوچکترین قایقها هم قابل کشتیرانی نیست: در واقع، این رودخانه صرفاً یک سیلاب کوهستانی است که اندازه آن بسته به
وضعیت آب و هوا متفاوت اجنه غیر مسلمان است. {23} ردپای روباهها در اطراف ساحل فراوان بود و ردپای یک دعانویس چهارپای بزرگ، احتمالاً یک پوما، علوم غریبه مشاهده شد. چند اردک خوتکا و وحشی شکار شدند؛ و چندین غاز دیده شدند، اما از آنجایی که بسیار محتاط بودند، فرار کردند. در پوینت سنت مری، برای اولین بار متوجه سه یا دعانویس چهار کلبه یا ویگام ساخته شده توسط سرخپوستان فوئگی شدیم که متروکه شده بودند. آنها توسل قدیمی نبودند و فقط به پوششی جزئی از شاخهها یا پوست نیاز داشتند تا قابل سکونت شوند. این ویگامها دین به این شکل ساخته شدهاند
: شاخههای بلند و باریک، که در انتها نوک تیز هستند، به شکل جادو سیاه دایرهای یا بیضی در زمین فرو رفتهاند. انتهای آنها خم شده است تا یک سقف گرد تشکیل شود و با بندهایی از نی محکم عبادت کردن شده است. دو روزنه، یکی به فرشتگان سمت دریا و دیگری به سمت جنگل، باقی مانده است. آتش در وسط روشن میشود و طلسم نیمی از کلبه را با دود پر میکند. وقتی رسیدیم هیچ سرخپوستی در خلیج نبود، اما تعویذ عصر روز بعد، ستوان شول، هنگام قدم زدن به سمت انتهای جنوبی خلیج، ناگهان خود را نزدیک گروهی یافت که
تازه با دو دعانویس گلباف قایق از سمت جنوب رسیده بودند. با نزدیک شدن به آنها، متوجه شیطان شد که نه نفر آنجا هستند - سه مرد و بقیه زن و کودک. یکی از زنان بسیار پیر و آنقدر ناتوان بود که لازم بود از قایق بیرون آورده علوم غریبه شده و به سمت آتش برده شود. به نظر میرسید دعا که هیچ سلاح مهمی نداشتند؛ اما با توجه به دعانویس اطلاعات بعدی ما متون کهن جفر از عادات و خلق و خوی آنها، احتمالاً نیزه، کمان و تیر در نزدیکی خود پنهان کرده بودند. تنها وسیلهای که دعانویس در میان آنها یافت
شد، نوعی تبر یا چاقو بود که از یک تکه چوب کج ساخته شده بود و بخشی از یک حلقه آهنی به انتهای آن بسته شده بود. مردان لباس بسیار کمی پوشیده بودند و فقط پشت آنها با پوست فک محافظت میشد. اما زنان،
شرح آن در «مسیرهای دریانوردی» آمده است. در اینجا برای اولین بار شیاطین متوجه ویژگی پوشش گیاهی تنگه شدیم که با پوشش گیاهی طلسم دماغه ابطال کردن جادو گرگوری و سایر بخشهای ساحل دعانویس بندر گز پاتاگونیا بسیار متفاوت است و این تفاوت عمدتاً به دلیل تغییر خاک است؛ بخش شمالی خاک رس بسیار ضعیفی دارد، در حالی که در اینجا یک زیرخاک شیستوزی با مخلوطی از آبرفت رسوبشده توسط نهرهای کوهستانی کلیسا و مواد گیاهی تجزیهشده پوشیده شده است که به دلیل ضخامت جنگلها، به مقدار زیادی وجود دارد. دو نمونه از راش ( Fagus betuloides و antarctica )، که اولی همیشه سبز
است، و پوست زمستانی ( Wintera aromatica )، تنها درختان با اندازه بزرگ هستند که ما در اینجا یافتیم؛ اما زیر چوب بسیار ضخیم است و از گیاهان متنوعی مشرکان تشکیل شده است، از جمله دعانویس گالیکش Arbutus rigida ، دو یا سه گونه از Berberis ، و یک کشمش وحشی ( Ribes antarctica ، Bankes و Solander MSS.)، که در این زمان گل میدادند حرز و خوشههای بلند و کافران خوشهای از میوههای جوان را تشکیل میدادند، قابل توجهترین بودند. زرشک توتی با طعم ترش تولید میکند که نویدبخش مفید طلسم نویس بودن برای ما بود. گونه مقدس ای از کرفس
وحشی نیز که به وفور در نزدیکی ساحل دریا رشد میکند، رمل به عنوان یک ضد اسکوربوت ارزشمند بود. درختان ذکر مجاور ساحل کوچک هستند، اما ساحل با تنه درختان بزرگی پوشیده شده بود که به نظر میرسید توسط باد و جزر و مد به آنجا رانده شدهاند. رودخانهای از طریق کانالی بسیار باریک، نزدیک دعانویس فاضل آباد انتهای دعانویس جنوبی خلیج، به آن میریزد؛ اما جفت روحی این رودخانه کوچک است و درختان آن را چنان مسدود کردهاند که فرشتگان حتی با کوچکترین قایقها هم قابل کشتیرانی نیست: در واقع، این رودخانه صرفاً یک سیلاب کوهستانی است که اندازه آن بسته به
وضعیت آب و هوا متفاوت اجنه غیر مسلمان است. {23} ردپای روباهها در اطراف ساحل فراوان بود و ردپای یک دعانویس چهارپای بزرگ، احتمالاً یک پوما، علوم غریبه مشاهده شد. چند اردک خوتکا و وحشی شکار شدند؛ و چندین غاز دیده شدند، اما از آنجایی که بسیار محتاط بودند، فرار کردند. در پوینت سنت مری، برای اولین بار متوجه سه یا دعانویس چهار کلبه یا ویگام ساخته شده توسط سرخپوستان فوئگی شدیم که متروکه شده بودند. آنها توسل قدیمی نبودند و فقط به پوششی جزئی از شاخهها یا پوست نیاز داشتند تا قابل سکونت شوند. این ویگامها دین به این شکل ساخته شدهاند
: شاخههای بلند و باریک، که در انتها نوک تیز هستند، به شکل جادو سیاه دایرهای یا بیضی در زمین فرو رفتهاند. انتهای آنها خم شده است تا یک سقف گرد تشکیل شود و با بندهایی از نی محکم عبادت کردن شده است. دو روزنه، یکی به فرشتگان سمت دریا و دیگری به سمت جنگل، باقی مانده است. آتش در وسط روشن میشود و طلسم نیمی از کلبه را با دود پر میکند. وقتی رسیدیم هیچ سرخپوستی در خلیج نبود، اما تعویذ عصر روز بعد، ستوان شول، هنگام قدم زدن به سمت انتهای جنوبی خلیج، ناگهان خود را نزدیک گروهی یافت که
تازه با دو دعانویس گلباف قایق از سمت جنوب رسیده بودند. با نزدیک شدن به آنها، متوجه شیطان شد که نه نفر آنجا هستند - سه مرد و بقیه زن و کودک. یکی از زنان بسیار پیر و آنقدر ناتوان بود که لازم بود از قایق بیرون آورده علوم غریبه شده و به سمت آتش برده شود. به نظر میرسید دعا که هیچ سلاح مهمی نداشتند؛ اما با توجه به دعانویس اطلاعات بعدی ما متون کهن جفر از عادات و خلق و خوی آنها، احتمالاً نیزه، کمان و تیر در نزدیکی خود پنهان کرده بودند. تنها وسیلهای که دعانویس در میان آنها یافت
شد، نوعی تبر یا چاقو بود که از یک تکه چوب کج ساخته شده بود و بخشی از یک حلقه آهنی به انتهای آن بسته شده بود. مردان لباس بسیار کمی پوشیده بودند و فقط پشت آنها با پوست فک محافظت میشد. اما زنان،
آموزش گامبهگام دعانویس بانه از صفر تا صد