یکشنبه ۰۳ اسفند ۰۴ ۱۴:۴۶
خوش شانس است.[صفحه ۲۱۲]از دموکرات خارج شد تا جایی برای لیست ماشینهای جدید باز بهترین دعانویس شهر شود. برای آن دسته از ما جادو و طلسمات که ماشین نداریم، زندگی دلپذیر و بدون مسئولیت است. ما سوار هر ماشین جدیدی میشویم و علاوه بر این، با همان دقتی که یک کشاورز اسب نو را بررسی میکند، آن را بررسی میکنیم. کاپوتش را باز میکنیم و به اقتصاد داخلیاش سرک میکشیم. آن را روشن میکنیم تا میزان فشردهسازیاش را آزمایش کنیم - نیمی از مردان هومبورگ که از طریق میللنگ مچ دستشان شکسته است، اصلاً ماشین ندارند. ما قضاوت صاحب ماشین در مورد روغنها را محکوم میکنیم و ماشینش را با خشونت دعا از او دور میکنیم دعانویس گلبهار تا ثابت کنیم که با تنظیم جرقه، در سربالایی بهتر حرکت میکند.شبها، بهترین دعانویس شهر در طول تابستان، با عجله شام میخوریم و سپس به ایوان جلویی میرویم تا منتظر فرصتی باشیم تا به عنوان وزنه تعادل عمل کنیم. هیچ صاحب خودرویی در کمربند جادههای خاکی بدون باربند کامل بیرون نمیرود اگر بتواند - جادو و طلسمات رانندگی را آسانتر میکند - و این به معنای اشتغال دائمی است[صفحه ۲۱۳]در طول شبها برای حدود سیصد نفر از دوستان در تمام طول تابستان. در واقع، تقاضا برای بالاست اغلب بیشتر از عرضه است. در نتیجه، ما به طرز وحشتناکی لوس شدهایم. من در یک شب به بهانههای مختلف و فریبنده، از شش اتومبیل رد شدهام و تمام مدت منتظر ماشین سیم بون بودهام، که صندوق عقب آن بلند است و دقیقاً دعانویس گناباد اندازه پاهای من است.
طلسم یک یا دو بار سیم پس از اینکه بقیهی جمعیت را به حال خود رها بهترین دعانویس شهر کردهام، نیامده و ما مجبور شدهایم در خانه بمانیم. من با او در این مورد به شدت صحبت کردهام و او اکنون بیشتر مراقب است. به دلیل علاقهی زیاد ما به اتومبیل، چه به صورت نیابتی و چه غیر آن، در هومبورگ هیچ نفرت طبقاتی وجود ندارد. اگر مردی طلسم کنار جاده میایستاد طلسم نویس و شروع به محکوم کردن اتومبیل به عنوان وسیلهای که عابران پیاده را سرکوب میکند، میکرد، به احتمال زیاد قبل از اینکه به نیمهی راه برسد، دعانویس چناران توسط یکی از آشنایانش ربوده میشد و برای جلب توجه، چهل مایل دورتر برده میشد.[صفحه ۲۱۴]تقریباً تنها ساکن هومبرگ که سوار سورتمه نمیشود، عمه مورلی پیر است که شصت سال پیش پایش را
در یک سورتمه کوچک شکست و از آن زمان تاکنون از سرعت وحشت دارد. در واقع تنها طبقاتی که داریم، طبقه ممتاز هستند که صرفاً سوار ماشین میشوند و طبقه ستمدیده طلسم نویس که باید هزینه آن طلسم نویس طلسم را نیز بپردازند. اخیراً طبقه اخیر احساس میکند که مورد سوءاستفاده قرار گرفته و کمی غر میزند، اما ما از آن چشمپوشی میکنیم. هیچ گونه توسل به تعصب و حسادت نمیتواند ما را تحت تأثیر قرار دهد. البته، فکر نمیکنم از صاحب ماشین انتظار داشته باشیم که همسرش را در خانه بگذارد تا همسایگانش دعانویس سرخس را راضی نگه دارد، و ممکن است وقتی صاحب ماشینی اواخر شب احضار میشود و از بهترین دعانویس شهر او خواسته میشود دوستانش را از مهمانیای که به آن دعوت نشده به خانه بیاورد، شکایتی به حق وجود داشته باشد.
اما در کل با صاحبان ماشین بسیار خوب رفتار میشود. فرض کنید ما تماشاگران باید با هم متحد شویم و از سوار جادو و طلسمات شدن طلسم به وسایل یا صحبت کردن در مورد آنها خودداری کنیم.[صفحه ۲۱۵]آنها را! بازار ظرف یک ماه مملو از ماشینهای دست دوم میشد. ما در هومبرگ هم مشکلی با محدودیت سرعت نداریم. این طلسم نویس ممکن است تا حدودی به دلیل عقل سلیم ما باشد، اما بیشتر به دلیل گذرگاههای عجیب و غریب ماست. هومبرگ با خاک سیاه غنی سنگفرش شده است و برای اینکه مردم در دعانویس لردگان فصول گلآلود از آغوش خاک دور بمانند، گذرگاههای آجری بلند و محکم ساخته شدهاند و مجموعهای از "مسیرهای شکرگزاری" تسخیرناپذیر را در سراسر شهر تشکیل میدهند.
یکی از سرگرمیهای بزرگ ما در طول فصل گردشگری تماشای غریبههای بیملاحظهای است که از ایالت دیگری با سرعت چهل مایل در ساعت دیوانهوار دعا وارد شهر میشوند و به گذرگاه ابتدای خیابان اصلی برخورد میکنند. صدای تصادف و فریادی شنیده میشود که سرنشینان کامیون با ظرافت به بالای آن اوج میگیرند. تصادف دیگری و فریادهای بیشتری طلسم نویس در آن سوی خیابان شنیده میشود و قبل از اینکه راننده تشخیص دهد، به گذرگاه خیابان اکسچنج برخورد کرده است.[صفحه ۲۱۶]که مانند صخرهی غم نورمن خودنمایی میکند. وقتی او در آن سوی این گذرگاه فرود آمد، سرعتش را کم کرد.
- ۴ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر