پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۲۰:۱۰
توسط یکی از افسران امت، برنارد دوگان، بیان شده است. این دادستان کل، استندیش اوگریدی، بعدها لرد گیومور، بود. نویسندهی کتاب «ایرلند و حاکمان آن» دربارهی او میگوید (همان ۱۲۶): «او یک بذلهگوی عجیب و غریب بود؛ طلسم نویس یک بذلهگوی زیرک و قدیمی، با رگهای از طنز خشک. به عنوان یک قاضی، طلسم او از محبوبیت عوام برخوردار بود، زیرا در گیج کردن وکلای سلطنتی بسیار مهارت داشت.» «آقای ترنر تنها در چند هفته گذشته به دلیل مرگ پدرش به این کشور بازگشت. پدرش اموال خود را برای فرزندان کوچکتر به ارث گذاشته دعانویس پارس آباد بود، زیرا فکر میکرد که فرزند بزرگتر نمیتواند بازگردد، یا اینکه اگر به او واگذار شود، به موجب قانون سلب مالکیت، توسط دولت تصرف خواهد شد.»[252]جان پتن، کتابدار انجمن سلطنتی دوبلین، تا سال ۱۸۶۴ زنده ماند. او حقایق زیادی را در اختیار من گذاشت که در آن زمان به جادو و طلسمات درستی ذکر شدند. برخی از آنها در شم اسکوایر آمده است . [253]برای شعری دعا عجیب که اوکانر در مسیر فورت جورج توزیع کرد، به پیوست مراجعه کنید. [254]مکاتبات مدنی دوک ولینگتون (ایرلند) . [255]به نظر میرسد ارتقای شغلی که ولینگتون اصرار داشت، انجام شده و شایسته آن بوده جادو و طلسمات است. مجله جنتلمن برای ژوئیه ۱۸۱۳، تحت عنوان «دریاسالاری، ۳۰ مه»، دعا تصرف یک کشتی خصوصی فرانسوی توسط چند دعانویس اشنویه قایق، به فرماندهی ستوان ترنر، پس از یک درگیری شدید و تلفات انسانی را ثبت میکند.
با این حال، باید بگویم که ترنری که ولینگتون طلسم از سال ۱۷۹۸ به عنوان فردی که ادعاهای محکمی علیه دولت داشته، ذکر کرده است، به طور رضایتبخشی به عنوان ترنری که اطلاعات مهمی در طول شورش ارائه داده است، نشان داده نشده است. [256]نامه طلسم نویس آقای پاتریک اوبرن به WJF، دوبلین، 6 سپتامبر 1880. دِستر یک دوئلباز ماهر بود. او و اوکانل سرانجام در زمینی نزدیک ناس با هم ملاقات کردند و دِستر در 31 ژانویه 1815 سقوط کرد. لرد ویتورث، دیپلمات مشهور، در آن زمان لرد ستوان بود. روزنامه مستقل دعانویس تکاب سنتینل اعلام کرد که خاطرهانگیزترین رویدادی که در دوران نایبالسلطنه او رخ داده، این دوئل بوده است.
این دوئل توجه تمام ایرلند را به خود جلب کرده بود و باید توجه پارلمان را نیز به خود جلب کند. همه میپرسیدند که چرا خشمی که منجر به فاجعه شد، با وجود عمومی و طولانی بودن، توسط یکی از اعضای دولت او که شاهد آن بودند، مهار نشده است. اما دوستان صلح بیهوده میپرسیدند که چرا دِستر دستگیر نشده است. [257]ترنر به طرز خائنانهای توسط دشمن عجول خود مورد سوءاستفاده دعا قرار گرفت. شاید بویس فکر میکرد که اگر اوکانل خدمات ترنر را در آن میدان خلوت در کیلدر پذیرفته بود، ممکن بود مانند یاگو وسوسه دعانویس کمال شهر شود که مخفیانه به او ضربه بزند.
[258]ماگوان اهل سنتفیلد را نباید با ماگان اشتباه گرفت. [صفحه ۱۰۵] فصل دهم تلاشها برای برانگیختن شورش در ناوگان انگلستان از داکت، یک فرستاده شورشی آماتور، که در رابطه با دستگیری نپر تندی از او نام برده شده است،[259] هنوز چیزی برای گفتن باقی مانده است. او مردی با عادات بسیار فعال بود و اگر کمتر عجولانه عمل میکرد، دوستان بیشتری داشت. تون، که خود قربانی اعتماد به نفس نابجا شده بود، به بسیاری از مردان با سوءظن نگاه میکرد و این را به آنها نشان میداد. در سال 1796، او به عنوان یک افسر فرانسوی از آنجا عبور میکرد و در دفتر خاطرات خود اشاره میکند که وقتی منتظر دیدن د لا کروا، وزیر جنگ در پاریس بود، داکت، که اتفاقاً در اتاق انتظار دعانویس فردیس نیز بود، با دادن یک
روزنامه انگلیسی به تون، سعی کرد با او وارد گفتگو شود. این نوع پیشقدم شدنها، اگرچه در ملاقات یک ایرلندی تبعیدی با دیگری طبیعی بود، اما در بیاعتمادی و دوری تون از او بیتأثیر نبود.[260] بدون شک داکت پروژههایی مرتبط با این اقدام در دعا دست داشت که تونِ جوانمرد حاضر به کوتاه آمدن در برابر آنها نبود؛ اما تون از این موارد دعا اطلاعات کمی داشت و تعصب او بر اساس دلایل کاملاً متفاوتی طلسم شکل گرفته بود. این سوءظنها بهترین دعانویس شهر توسط مادجت، یکی از مقامات وزارت جنگ فرانسه، نیز مطرح شده بود. ظاهراً داکت به مادجت گفته بود که قرار است دو لشکرکشی به ایرلند انجام شود.
- ۴ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر