پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۳:۴۷
درگذشت. «اتاقهای» او پس از برخی فراز و نشیبها به یک کلیسای کوچک «تبدیل» شدند.[24] ضمناً، کلیسای میدان سوهو تنها نمونه در لندن نیست که ساختمانی از کاربری دنیوی به کاربری مذهبی تبدیل شده است. چندین مورد در طلسم نویس لندن وجود دارد که پس از خدمترسانی به مخاطبان سبکسر، دست به دست شده و جماعتی از نوع جدیتر را گرد هم آوردهاند. حتی تئاتر کورتِ فقید نیز به عنوان یک صومعه متدیست به جادو و طلسمات وظیفه خود عمل کرده بود و بالکنی طلسم که قبلاً محل عبادتکنندگان بود، دعانویس درگز صرفاً نام خود را به «دایره لباس» تغییر داده بود. بسیاری افسانهای شناور از دوران کودکی خود را به یاد میآورند که چگونه، پس از اینکه یک کلیسا یا کلیسای کوچک به این شکل «تغییر کاربری» داده شد و یک بالماسکه در محوطهمقدس برگزار شد، یک شخصیت مرموز شیطان، که هیچکس نمیتوانست او را به بهترین دعانویس شهر عنوان یک موجود فانی شناسایی کند، دعا در حال پرسه زدن دیده شده بود.{242} در عرض بیست سال یا بیشتر، تغییر خارقالعادهای، و حتی انقلابی، رخ داده است. اگرچه این کلیساهای قدیمی هنوز پابرجا هستند، تعدادی کلیساهای زیبا و با ابهت، برخی جادار و برخی دیگر با تزئینات باشکوه، که اکثر آنها از نظر طراحی عالی هستند، سر بر آوردهاند؛ تعداد کمی از آنها، از نظر جذابیت و جذابیت، از سازههای مدرن پروتستان دعانویس فریمان برترند. برجستهترین این مشارکتکنندگان در افتخارات لندن، پوگینها، پدر و پسر، هانسوم، شولز، کلوتون، بنتلی و هربرت گریبل هستند؛ و آخرین نفر، طراح تالار اوراتوری.
نام هانسوم تقریباً هر ساعت به عنوان کسی که بیشترین «ذخیره عمومی لذت بیضرر» و راحتی را افزایش داده است، به یاد لندنیها میآید، زیرا او مخترع وسیله نقلیه معروفی است که آقای دیزرائیلی آن را به طرز شاعرانهای «گوندولا لندن» نامیده است. با سبکی باشکوه و جاهطلبانه، سه کلیسای جامع بزرگ سنت جورج، ساوتوارک، پرو-کاتدرال، کنزینگتون و اوراتوری وجود دارند. در رتبههای بعدی میتوان کلیسای یسوعیان در خیابان طلسم فارم و کلیسای کارملیتها در طلسم دعا کنزینگتون را قرار داد. سپس کلیسای بزرگ در مورفیلدز، به همراه کلیسای جامع ایتالیایی زیبا و جادار در هاتون گاردن قرار دارند. با طلسم عبور از رودخانه، به منطقه ساوتوارک میرسیم و به دعانویس نظرآباد قسمتی از زمین نزدیک جاده کنینگتون میرسیم.
در اینجا، تقریباً پنجاه سال پیش، پدر پوگین، همانطور که تصور میکرد، تنها بهترین دعانویس شهر شانس بزرگ زندگیاش را به دست آورد، یعنی ساختن یک کلیسای جامع بزرگ متروپولیتن بر اساس طرحها و آرزوهای بیحد و حصر خودش. اما هرگز چنین داستان رقتانگیزی از امید به تعویق افتاده و ناامید وجود نداشت. این سازه در طلسم پرهزینهترین و جاهطلبانهترین مقیاس طراحی شده بود و تکمیل آن یک ربع قرن و شاید یک ربع میلیون طول میکشید. با این حال، شگفتانگیز بود که در آن روزهای اولیه و تنگدستانه، چنین کارهای زیادی میتوانست انجام شود. سازنده امروزی که این توده را بررسی میکند، از فهمیدن اینکه هزینه آن فقط 30000 پوند جادو و طلسمات بوده، شگفتزده دعانویس شاهین شهر خواهد شد.
اکنون به سختی میتوان آن را با دو برابر این مبلغ ساخت. طول آن حدود 240 فوت و عرض آن حدود 70 فوت است. کمیتهای از اسقفها و افراد بانفوذ غیر روحانی که این کار را بر عهده گرفتند، ایده یک مجموعه زیبا، متشکل از یک کلیسای جامع بزرگ، به همراه یک صومعه، یک صومعه و مدارس متصل به آن را در سر میپروراندند. از طلسم نویس پوگین خواسته شد دعانویس مشگین شهر تا یک نقشه کامل ارائه دهد، که او، همانطور که میتوان تصور کرد، با شور و شوق آن را آماده کرد. در یک روز مقرر، دعا روایت میشود که او در آنجا حضور یافت و مجموعهای از نقاشیهای همیشه زیبای خود، یک کلیسای جامع، یک خانه کشیش، صومعهها، صومعه و غیره را ارائه داد که مجموعهای عظیم و زیبا از ساختمانها
را تشکیل میداد. این نقاشیها با تحسین طلسم نویس مورد استقبال قرار گرفتند، زمانی طلسم نویس که یکی از اعضای عملی گروه در مورد هزینه سؤالاتی مطرح کرد. دیگری بهترین دعانویس شهر با سؤالی در مورد زمان لازم برای اجرای این طرح بلندپروازانه ادامه داد. معمار، بدون پاسخ مستقیم، بیسروصدا تمام نقاشیهای خود را به دست گرفت، آنها را لوله کرد، کلاه خود دعا را برداشت و بدون هیچ کلمهای از کمیته شگفتزده دور شد!{۲۴۳} فضای داخلی سالن خطابه. وقتی بعداً از او توضیح خواسته شد، با لحنی خشن پاسخ داد: «فکر میکردم با افرادی سر و کار دارم که میدانند چه میخواهند؛ اما سوالات بیمعنی شما اشتباهم را به من نشان داد.
- ۴ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر