پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۱:۲۲
که در چنین مکانهایی چگونه امور انجام میشود. با این حال، وقتی از پل لندن عبور میکنیم و وارد منطقه میشویم، به جادو و طلسمات منطقه مسافرخانهها میرسیم. جاده کانتربری از اینجا شروع میشد دعانویس ملکان و در گذشته، کالسکهها و ارابهها با کالاها و مسافران خود از اینجا میرسیدند؛ و ما فوراً با حیاطهای بیشمار و محوطههای کوچکی که این وسایل نقلیه طلسم در آنها تردد میکردند، شگفتزده میشویم. تعداد زیادی از این مسافرخانهها طلسم نویس وجود داشت که اکثر آنها به نوعی باقی ماندهاند و حداقل به عنوان بهترین دعانویس شهر میخانه باقی ماندهاند. «سر پادشاه» قدیمی، «هارت سفید» قدیمی، جادو و طلسمات «هارت سفید» جدید، «جورج قدیمی»، «سر ملکه»، «سر ناگ» و «اسپور» وجود داشتند.تعداد کمی از آنها از الگوی قدیمی بودند.{۱۷۸}باقی ماندهاند، و روزها، یا طلسم در یک مورد، ساعتهایشان قطعاً به شماره افتاده است. اولین مورد، «سرِ پادشاه» قدیمی است که قطعهای از آن - حدود سی یا طلسم نویس دعا چهل یارد - هنوز کاملاً ویران و متروک ایستاده است، با دو گالری یا نرده باستانیاش که به طرز غمانگیزی در حال لرزیدن هستند، و آناتومی آن به شکلی دعانویس عجب شیر بیرحمانه در هر دو انتها نمایان است. میتوان بر فراز آن احساساتی و سوگوار شد. این بنا با آجرکاریهای جدید و تراشیده احاطه شده است، و یک «سرِ پادشاه» جدید با گستاخی در مقابل آن قرار گرفته و به نظر میرسد که شکوفا شده است.
هارت سفید. نویسندهی «پیکویک» میگوید: «در منطقه، هنوز حدود شش مسافرخانهی قدیمی وجود دارد که ویژگیهای ظاهری خود را بدون تغییر حفظ کردهاند. مکانهایی بزرگ، پر رفت و آمد و عجیب و غریب با راهروها، راهروها و راهپلهها، به اندازهی کافی عریض و قدیمی که میتوانند مواد لازم برای صدها داستان ارواح را فراهم کنند. در حیاط یکی از این مسافرخانهها - که به اندازهی «هارگ سفید» مشهور است - مردی مشغول جارو کردن خاک از روی یک جفت چکمه بود.» مقدمه به عنوان{179}تمام دنیا آقای پیکویک را برای ساموئل دعانویس سردرود ولر جاودانه میشناسد. سپس حیاط توصیف میشود: «هیچ یک از طلسم آن شلوغی و فعالیتی که از ویژگیهای معمول یک مسافرخانه بزرگ کالسکهای است، در آن دیده نمیشد.
سه یا چهار کالسکه سنگین، هر کدام با انبوهی از کالاها در زیر سایبان وسیع خود، تقریباً به ارتفاع پنجره طبقه دوم یک خانه معمولی، در زیر شیروانیای که از یک سر حیاط امتداد داشت، انبار شده بودند؛ و دیگری، که قرار بود بهترین دعانویس شهر سفر خود را از صبح دعا آغاز کند، به فضایی باز کشیده شده بود. طلسم نویس دو ردیف راهروی اتاق خواب با نردههای قدیمی و زمخت، دو طرف محوطه پراکنده را احاطه کرده بودند و دو ردیف زنگوله برای مطابقت، که با یک سقف شیبدار کوچک از آب و هوا محافظت میشدند، بالای دری که به دعانویس اهر بار و قهوهخانه منتهی میشد، آویزان بودند.
دو یا سه کالسکه یا گاری در زیر انبارها و پنتهاوسهای کوچک مختلف چرخانده میشدند.» ظاهراً مهمانان در اتاقهایی میخوابیدند که به راهروهای اطراف مشرف بودند؛ زیرا، طبق گفتهها، «به دنبال صدای بلند یکی از زنگها، خدمتکار شیکپوشی در راهروی جادو و طلسمات خواب بالایی ظاهر شد که پس از ضربه زدن به یکی از درها و دریافت درخواستی از داخل، از بالای نردهها سام را صدا زد.» کمی بعد «صاحبخانهی پرجنبوجوش «گوزن دعا سفید» در راهروی روبرو ظاهر شد و پس از کمی فحاشی، یک جفت کفش زنانه را به داخل حیاط پرتاب کرد و با عجله دور شد.» عجیب است که فکر طلسم نویس کنیم این صحنه شرح وقایع حدود پنجاه سال بهترین دعانویس شهر پیش دعانویس آذرشهر است و سالها بهترین دعانویس شهر پس از نوشته شدن «پیکویک» نیز حفظ شده است.
تصویر آن صبح - خدمتکار از اتاق در راهرو بیرون میآید، صاحبخانه چکمههایش را به سمت سم پرتاب میکند - هنوز هم وقتی به حیاط میپیچیم، جلوی چشممان قد علم میکند. دو طرف محوطه اکنون باقی مانده است، اما نشان میدهد که خانهای که در زمان دیکنز « مهمانخانه جادو و طلسمات طلسم مشهور وایت هارت» نامیده میشد، چقدر باید یک مکان با ابهت بوده باشد. سقف کاشیکاری شده عظیم و راهروهای دو طبقه با درهای اتاقهای مهمانان آنجا هستند. اما یک انبار چوبی در اطراف قسمت پایین، نزدیک به جایی که سم ایستاده بود و توسط آقای پرکر و آقای واردل مورد بازجویی قرار گرفت، ساخته شده است.
بندهای لباس در راهروها آویزان است و چند سال طلسم نویس پیش زنان کثیفی را میشد دید که به پایین نگاه میکنند و مزاحمان را بررسی میکنند، همانطور که خدمتکار و صاحبخانه به آقای ولر با تحقیر نگاه میکردند.
- ۳ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر